در آزمايش تامسون از اثر ميدان الکتريکي و ميدان مغناطيسي استفاده شده است. دستگاهي که در اين آزمايش مورد استفاده قرار گرفته است از قسمتهاي زير تشکيل شده است:


<\/h2>

الف ) اطاق يونش که در حقيقت چشمه تهيه الکترون با سرعت معين مي باشد بين کاتد و آند قرار گرفته است. در اين قسمت در اثر تخليه الکتريکي درون گاز ذرات کاتدي ( الکترون ) بوجود آمده بطرف قطب مثبت حرکت مي کنند و با سرعت معيني از منفذي که روي آند تعبيه شده گذشته وارد قسمت دوم مي شود. اگر بار الکتريکي q  تحت تاثير يک ميدان الکتريکي بشدت E  قرار گيرد، نيروييکه از طرف ميدان بر اين بار الکتريکي وارد مي شود برابر است با:      


F= q.E


  چون ذرات الکترون مي باشند q = -e بنابراين:


F= -eE  


از طرف ديگر چون شدت ميدان E  در جهت پتانسيلهاي نزولي يعني از قطب مثبت بطرف قطب منفي است بنابراين جهت نيرويF   در خلاف جهت يعني از قطب منفي بطرف قطب مثبت مي باشد. اگرx  فاصله بين آند و کاتد باشد کار نيروي F در اين فاصله برابر است با تغييرات انرژي جنبشي ذرات . از آنجاييکه کار انجام شده در اين فاصله برابراست با مقدار بار ذره در اختلاف پتانسيل موجود بين کاتد وآند بنابراين خواهيم داشت


ev0 =½m0v2


که در آن  v0    اختلاف پتانسيل بين کاتد و آند e  بار الکترون  v  سرعت الکترون و  m0  جرم آن مي باشد. بديهي است اگر v0  زياد نباشد يعني تا حدود هزار ولت رابطه فوق صدق مي کند يعني سرعت الکترون مقداري خواهد بود که مي توان از تغييرات جرم آن صرفنظ نمود . بنابراين سرعت الکترون در لحظه عبور از آند بسمت قسمت دوم دستگاه برابر است با:


v = ?(2e v0/ m0)


 


ب) قسمت دوم دستگاه که پرتو الکتروني با سرعت v وارد آن مي شود شامل قسمتهاي زير است :


 


 


1- يک خازن مسطح که از دو جوشن  A  وB  تشکيل شده است اختلاف پتانسيل بين دو جوشن حدود دويست تا سيصد ولت مي باشد اگر پتانسيل بين دو جوشن را به v1   و فاصله دو جوشن را به d   نمايش دهيم شدت ميدان الکتريکي درون اين خازن E = v1/d   خواهد بود که در جهت پتانسيلهاي نزولي است.


 


2- يک آهنربا که در دو طرف حباب شيشه اي قرار گرفته و در داخل دو جوشن خازن: يک ميدان مغناطيسي با شدت B  ايجاد مي نمايد . آهنربا را طوري قرار دهيد که ميدان مغناطيسي حاصل بر امتداد ox   امتداد سرعت - و امتداد  oy امتداد ميدان الکتريکي - عمود باشد.



 


پ) قسمت سوم دستگاه سطح دروني آن به روي سولفيد آغشته شده که محل برخورد الکترونها را مشخص مي کند.


وقتي الکترو از آند گذشت و وارد قسمت دوم شد اگر دو ميدان الکتريکي و مغناطيسي تاثير ننمايند نيرويي بر آنها وارد نمي شود لذا مسير ذرات يعني پرتو الکتروني مستقيم و در امتداد ox   امتداد سرعت ) خواهد بود و در مرکز پرده حساس p يعني نقطه  p0 اثر نوراني ظاهر مي سازد.


اگر بين دو جوشن خازن اختلاف پتانسيلv1 را برقرار کنيم شدت ميدان الکتريکي داراي مقدار معين E خواهد بود و نيروي وارد از طرف چنين ميداني بر الکترون برابر است با   FE = e E  اين نيرو در امتداد  oy و در خلاف جهت ميدان يعني از بالا به پايين است.



ميدان مغناطيسي B  را طوري قرار مي دهند که برسرعتv   عمود باشد . الکترون در عين حال در ميدان مغناطيسي هم قرار مي گيرد و نيرويي از طرف اين ميدان بر آن وارد مي شود که عمود بر سرعت و بر ميدان خواهد بود . اگر اين نيرو را بصورت حاصلضرب برداري نشان دهيم برابر است با:


  

FM = q.(VXB)

در اينجا q = e    پس:


FM = q.(VXB)


و مقدار عددي اين نيرو مساوي است با  F = e v B   زيرا ميدان B   بر سرعت v   عمود است يعني زاويه بين آنها 90 درجه و سينوس آن برابر واحد است. اگر ميدان B     عمود بر صفحه تصوير و جهت آن بجلوي صفحه تصوير باشد امتداد و جهت نيروي FM در  جهت  oy يعني در خلاف جهت FE خواهد بود. حال ميدان مغناطيسي B  را طوري تنظيم مي نمايند کهFE = FM  گردد و اين دو نيرو همديگر را خنثي نمايند. اين حالت وقتي دست مي دهد که اثر پرتو الکتروني روي پرده بي تغيير بماند پس در اين صورت خواهيم داشت:


         FM = FE


        e.v.B = e E


        v = E/ B


چون مقدار E و B  معلوم است لذا از اين رابطه مقدار سرعت الکترون در لحظه ورودي به خازن بدست مي ايد . حال که سرعت الکترون بدست آمد ميدان مغناطيسي B  را حذف مي کنيم تا ميدان الکتريکي به تنهاي بر الکترون تاثير نمايد . از آنجاييکه در جهت ox  نيرويي بر الکترون وارد نمي شود و فقط نيروي FE  بطور دائم آنرا بطرف پايين مي کشد لذا حرکت الکترون در داخل خازن مشابه حرکت پرتابي يک گلوله در امتداد افقي مي باشد و چون سرعت الکترون را نسبتا کوچک در نظر مي گيريم معادلات حرکت الکترون ( پرتو الکتروني ) در دو جهت ox و oy  معادلات ديفرانسيل بوده و عبارت خواهد بود از  


m0(d2x /dt2)/span>=0     در امتداox 


  m0d2y /dt2)=e. E      در امتداoy


با توجه به اينکه مبدا حرکت را نقطه ورود به خازن فرض مي کنيم اگر از معادلات فوق انتگرال بگيريم خواهيم داشت:


y=(1/2)(e.E)t2/m0


x=v.t


 معادلات فوق نشان مي دهد  که مسير حرکت يک سهمي است و مقدار انحراف پرتو الکتروني از امتداد اوليه (ox  )  در نقطه خروج از خازن مقدار  y  در اين لحظه خواهد بود . اگرطول خازن را به L  نمايش دهيم x = L    زمان لازم براي سيدن به انتهاي خازن عبارت خواهد بود از t = L / v  اگر اين مقدار  t  را در معادله y   قرار دهيم مقدار انحراف در لحظه خروج از خازن به دست مي آيد:


     Y =  ½ e( E/m0) ( L/ v )2


     e/ m0 = ( 2y/ E ) ( v/ L )2


که در آن v سرعت الکترون که قبلا بدست آمده است. L و E بترتيب طول خازن و شدت ميدان الکتريکي که هر دو معلوم است پس اگر مقدار y را اندازه بگيريم بار ويژه يا e/m0  محاسبه مي شود.


 پس از خروج الکترون از خازن ديگر هيچ نيرويي بر آن وارد نمي شود بنابراين از آن لحظه به بعد حرکت ذره مستقيم الخط خواهد بود و مسير آن مماس بر سهمي در نقطه خروج از خازن است . اگر a  فاصله پرده از خازن يعني D P0 باشد مي توانيم بنويسيم:


P0P1 = y + DP0 tg?


tg?عبارتست از ضريب زاويه مماس بر منحني مسير در نقطه خروج از خازن و بنابراين مقدار يست معلوم پس بايد با اندازه گرفتن فاصله اثر روي پرده( P0 P1)به مقدار y رسيد و در نتيجه مي توانيم e/ m0 را محاسبه نماييم.


مقداري که در آزمايشات اوليه بدست آمده بود 108×7/1 کولن بر گرم بود مقداريکه امروزه مورد قبول است و دقيقتر از مقدار قبلي است برابر 108×7589/1 کولن بر گرم است.


علاوه بر تامسون، ميليکان نيز از سال 1906 تا 1913 به مدت هفت سال با روشي متفاوت به اندازه گيري بار الکترون پرداخت.