با نگاه تو
من
می سوزم
از نگاه تو
من
می رویم
آغوشت مرا گرم می کند
 مرا با خود ببر
با اغوش گرمت
که
 اگر لبانت در ژرفای سینه ام
مهر شود
من باز هم می گویم
که دوست داشتنی تر از  تو ندیدم
کسیکه با سوز نگاه
وبا شور عشق
از میان چمن های علاقه
خیز برمی دارد
زندگی را معنا میکند
پس اشکهایم را در تنهاییم نبین
که من با یاد تو
شرم دارم که شکایت کنم از تنهایی